Dec 14, 2010

He simplified, simplified, simplified

 

 

Elysium is as far as to
The very nearest Room
If in that Room a Friend await
Felicity or Doom-

What fortitude the Soul contains,
That it can so endure
The accent of a coming Foot-
The opening of a Door-


ملکوت مسافتی‌ست
به دوری نزدیک‌ترین اتاق،
اگر در آن اتاق، یک دوست
سعادت یا فنا را انتظار کشد.

چه شکیباست روح
که می‌تواند تاب آورد
طنین گامی را که پیش می‌آید،
صدای دری را که باز می‌شود.

امیلی دیکنسون/سعید سعیدپور


..

7-8 سال پیش طی فرآیند اسباب‌کشی مجبور شدم به پاک‌سازی هفته‌نامه‌های مهر. هم وقت داشتم هم حوصله. نشستم به بازبینی تمام شماره‌ها و جدا کردن بعضی مطالب و عکس‌ها. این عکس از همان موقع جا خوش کرده گوشه‌ی میزم. امروز فهمیدم کار، کارِ «آندره کرتژ» است و لوکیشن هم خانه و آتلیه‌ی «پیت موندریان».
کرتژ عکس را بلافاصله پس از رسیدنش به پاریس و بازدید از خانه‌ی موندریان در سال 1926 گرفته. خودش در این باره می‌گوید:

I went to [Piet Mondrian's] studio and instinctively tried to capture in my photographs the spirit of his paintings. He simplified, simplified, simplified. The studio with its symmetry dictated the composition. He has a vase with a flower, but the flower was artificial. It was colored by him to match the studio. (+)
 
تصویر به‌سادگی به دو بخش تقسیم شده: در سمت چپ، ورودی ساده و صمیمانه‌ی اتاق است که کلاه حصیری موندریان را آویخته بر فرازِ جالباسی نشان می‌دهد و جلوتر، میز و گلدانِ گل. قرارگیری گلدان در لبه‌ی میز حس ناپایداری و تعلیق را برمی‌انگیزد. سایه‌ی گلدان بر روی میز که در امتداد انحنای نرده‌ است، نگاه را به چرخش وامی‌دارد و منجر به ارتباط  دو نیمه‌ی عکس می‌شود.
در سمت راست، بخشی از انحنای پلکان و نرده‌، از خلال درگاه پیداست. مجاورت این خطوط نرم و ملایم با عناصر صلب و سخت اطراف، ترکیب‌بندی منحصربه‌فردی ایجاد می‌کند.
تضاد رنگیِ پلکان با دیوارهای پیرامون و همین‌طور حجمِ گل_گلدان_میز با جالباسی پشت، از پس‌زمینه جداشان کرده و در یک نگاه کلی‌تر، سایه‌روشن‌ها موجب تفکیک و لایه‌سازی موضوعات شده‌اند: رنگ تیره‌ی بخش پایینیِ دیوار انتهایی، رنگ روشنِ پلکان و راهرو، رنگ تیره‌ی جالباسی، رنگ روشنِ میز و گلدان.
قاب‌ها و اِلمان‌های مستطیل‌شکل، سادگی و خلوص عکس، همگی ردی از آثار موندریان را در خود دارند. روح و جوهر نقاشی‌ها در عکس به تسخیر درآمده. همان‌طور که خودش گفته، تمام سعی‌اش هم از ابتدا همین بود.


..

در کتاب «تو مشغول مردنات بودی»، شعر «فاضل حسنو داغلارجا» ضمیمه‌ی عکس شده:

«وقتی شاعری می‌میرد
اول از همه
خدا خبردار می‌شود.»


..

تصویر، «فقدان» ندارد، سرشار است از «حضور». «انتظار» دارد. انگار هرآن، قدم‌هایی پله‌ها را طی خواهند نمود. طنین گام‌هایش فضا را آکنده خواهند ساخت. پایین می‌آید. گلدان را از لبه‌ی میز دور می‌کند. حس تعلیق و انتظارِ فضا را  در هم می‌شکند.  کلاهش را بر سر می‌گذارد. در را باز می‌کند و می‌رود.


..

طنین گامی که پیش نمی‌آید، پیش می‌رود. صدای دری که بسته می‌شود. سه روز مانده به رفتنت. تاب می‌آورم. این بار هم.

0 comments: